روزگارییکنگه
گرمایصد آغوشداشت
اشکعاشق
مزّهگلچشمههاینوشداشت
یکنوازش
میزد آتشبر دلهر بیقرار
یکسخن
پویائییکبستر گلپوشداشت
خندهها
بوی خوشعشقو محبتداشتند
چشمها
گیرائییکچشمهخودجوشداشت
ایکه آغوشت
ز سردیمیزند پهلو بهغم
یاد ان روزی که اغوشت ، تب اغوش داشت
نوشته شده توسط نسیم در 87/04/01 ساعت 11:22 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
بیا ولی آهسته
زنگ صدایت باشد نغمه ی شبانه
آهسته بیا بر روی برگ های خشک پاییز
اگر باشد ملالی بر شما بیا تا کنم این کارها:
سلام مي دهم بر روي اين خاك
صدايت مي زنم آهسته ولي هوشيار هوشيار
گر کنم این چندها کار
بدان تو را زدم نقش آسمان
از اون کسی که این شعر را برای وب من فرستادند تشکر می کنم.
نوشته شده توسط نسیم در 87/03/19 ساعت 7:40 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط نسیم در 87/02/05 ساعت 12:48 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
جاده گفتي يعني رفتن ؟
جاده يعني تكرار همين واژه ؟
دريغ !
دوست دانايم دانا باش
كه حقيقت بس غمناكتر است
جاده رفتن نيست
كه تو بتواني با آساني
چند كمند
سوي آفاقي چند
از پي صيد ابعاد زمان اندازي
كه به دام آري آهوهاي مي روم و خواهم رفت و خوا...
كه به بند آري آهوهاي چست زمان را
جاده رفتن نيست !
جاده مصدر نيست ۱
جاده تكرار يك صيغه ي غربت بار است
جاده يك صيغه كه تكرارش
گردبادي است كه با خود خواهد برد
كه برد
هر چه برگ و بر باغ دل تو
هر چه بال و پر پروانه ي پندار مرا
جاده رفتن نيست !
جاده طومار و نواري نه و جوباري
جاده يعني رفت !
رفت ..........
رفت ..........
همين!
نوشته شده توسط نسیم در 87/02/03 ساعت 11:5 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
مرد از راه چشم و زن از راه گ.ش به دام عشق می افتد
دوري ، عشق را شدت مي بخشد و نزديكي ، قوت
پيري مانع از عشق نيست . اما عشق تا حدي مانع از پيريست
هرگز ندانستم چگونه ستايش كنم تا آنكه آموختم چگونه دوست بدارم
عشق ناتمام مي گويد : من تو را دوست دارم چون به تو نياز دارم
عشق تمام مي گويد : من به تو نياز دارم چون تو را دوست دارم
در حساب عشق يك به اضافه يكي برابر است با همه چيز و دو منهاي يك برابر با هيچ
محال است عاشق باشي و عاقل
عشق چيزي جز يافتن خويش در ديگران و شادكامي در شناخت نيست
عشق همانند پروانه ايست كه اگر سفت بگيري له مي شود و اگر سست بگيري مي گريزد
عشق چون ميوه است . ممكن است خوب به نظر آيد اما تا وقتي كه نرسيده آن را گاز نزن
عشق چون ساعت شني است . با خالي شدن مغز ، قلب پر مي شود
عشق غلبه خيال بر خرد است.
مرد به كرات عشق ميورزد ، اما كم . زن به ندرت ، اما بسيار
مردها همواره ميخواهند اولين عشق يك زن باشند و زن ها دوست دارند آخرين عشق يك مرد باشن.
تنها پاداش عشق ، تجربه عاشقي است.
با عشق وشكيبائي چيزي نا ممكن نيست..............................
نوشته شده توسط نسیم در 87/01/26 ساعت 7:52 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
یه نیمکت تنها !
یه شعله خاموش !
یه لحظه یک رویا !
منو تو در آغوش .
یه یادگار از عشق!
رو تن درخت پیر !
یه قصه کوتااااااه !
ای وای از این تقدیر.................
نوشته شده توسط نسیم در 86/12/06 ساعت 2:2 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
زندگی چون بادیست گذران:
گاه همچون نسیم و گاه همپای طوفان،
خوشا به حال کسی که از طوفان نترسد و با نسیمش مغرور نشود.
نوشته شده توسط نسیم در 86/08/17 ساعت 4:30 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
خواهى آمد
السلام عليك يا مولانا يا صاحب الزمان ) )
كاش از آن سرزمينهاى دور، برايم از تو خبرى مى رسيد، كاش برايم
پيامى مى آمد كه مولاى تو مهدى با هزار هزار، قافله عشق قصد ظهور
دارد. من يك عاشق خسته ولى عاشق تر از هميشه، خاك پايت را
طوطياى چشمانم خواهم كرد... آه از درد دورى و جدايى، مولايم مهدى
جان! هر شب مرغ دلم در هواى كويت به پرواز در مى آيد تا دوباره
شبهاى جمكران را در اتاق تنهايى خود به يادآورد و آرام به ياد تمام
لحظات ناب اشك ريزد، آن هم اشك شوق كه تو را هزار هزار بار سبزتر
از هميشه مى خواند. كاش بيايى و درد دلهاى تمام دل خستگان را شفا
دهى، كاش بيايى و از غم غربت مادرت برايمان بگويى، كاش بيايى و
قبر پنهان او را برايمان آشكار سازى، آقا جانم! تمام وجودم فداى تو
فداى آن لحظه اى كه غريبانه سر خاك بقيع نشسته اى و آرام مى گريى
تمام بود و نبودم فداى تو، فداى آن لحظه كه در كوچه هاى مدينه ره مى پيمايى
آقا جانم! تمام جوانى ام فداى اشك چشمان تو در سجده هاى شبانه ات
مهدى جان! بيا و بركن ريشه ظلم را كه در صحراى كربلا از كنار نهر
علقمه ريشه دوانيد، ظلمى كه زينب(عليها السلام) را آواره خرابه ها نمود و
رقيه را سيلى خور عهدشكنان.
آقا جانم بيا و نويد پيروزى را بر قله رفيع حق برپاى دار تا آنها كه نمى
دانند بدانند كه حق هميشه پايدار مى ماند چرا كه هرگز تاريكى برتر از
روشنى نيست و به يقين مى دانم كه از پس پرده غيبت خواهى آمد تا
دواى درد تمام دردمندان شوى خواهى آمد تا پناه يتيمان و ستمديدگان
شوى خواهى آمد تا زخم دل زهرايت را دوا كنى. خواهى آمد تا من و
تمام عاشقان كويت شبى را به شب زنده دارى عارفانه سر كنيم. كاش تو
نغمه سراى كلبه عشق شوى و صبح جمعه اى با آن صداى عاشقانه ات
بخوانى ندبه شوق را و اين گداى كويت بنالد در درگه تو، و برايت بميرد
با نداى «يارب يارب» و آن گاه در محضر خدايت با دلى آرام بگويد من
فداى عشق مهدى فاطمه ام!
نوشته شده توسط نسیم در 86/06/03 ساعت 7:42 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
Prayer is the best free gift to give anyone. There is no
cost but a lot of rewards.
نوشته شده توسط نسیم در 86/06/03 ساعت 7:39 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
به نام انکه اشنایی را با نگاه افرید ...
به نام انکه اشنایی را با نگاه افرید ...
به نام انکه اشنایی را با نگاه افرید ...
به نام انکه اشنایی را با نگاه افرید ...
به نام انکه اشنایی را با نگاه افرید ...
به نام انکه اشنایی را با نگاه افرید ...
به نام انکه اشنایی را با نگاه افرید...
به نام انکه اشنایی را با نگاه افرید ...
به نام انکه اشنایی را با نگاه افرید ...